




دنیایی از خاطرات مهسا |
![]() |
||||||
حسنی بی دندون شده زار و پشیمون شده بی احتیاطی کرده حالا پشیمون شده با دندوناش شکسته بادوم سخت و پسته مک زده به آبنبات هی جویده شکلات قندونو خالی کرده وای که چه کاری کرده دونه به دونه دندوناش خراب شدن یواش یواش تا خونه همسا یه ها میآد صدای گریه هاش |
||||||
|